تبليغاتX
ورود ممنوع!!!
تست روانشناسی.طنز.عکس

دیدم دلم گرفته !................هوای گریه دارم ...............تو این غروب غمگین

دور از رفیق و یارم ..........دیدم دلم گرفته ............دنیا به این شلوغی

این همه آدم اما ............من کسی رو ندارم ..............دیدم غروبه اما

نه مثل هر غروبی ...........پهنای آسمونه ............هرگز ندیده بودم

از غم به این شلوغی ..........دیدم که جاده خسته س ...........از این که عمری بستس

اونم تمام حرفاش ...............یا از هجوم بارون ............یا از پلی شکستس

اونم تمام راهاش یا انتها نداره .............یا در میونه بستس

من و غروب وجاده ...............رفتیم تا بی نهایت ..........از دست دوری راه

یکی نداشت شکایت ................گم شدیم از غریبی ..............من و غروب و جاده

از بس هوا گرفته .............از بس که غم زیاده ...........پر از غبار غم بود

هر جا نگاه می کردی ...........کی داشت خبر که یک روز میری که بر نگردی!!!!!!.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 6:48  توسط سرور  | 

چه آموختم ؟!

     - آموختم که : زندگی سخت دشوار است / اما من از او سخت ترم !

     - آموختم که : فرصتها هیچگاه از بین نمیروند / بلکه شخص دیگری فرصت از دست رفته

       را تصاحب میکند !

     - آموختم که : چشم پوشی از حقایق / واقعیت آنها را تغیر نمیدهد !

     - آموختم که : تنها کسی که مرا در زندگی شاد میکند / کسی است که بمن میگوید :

                                       تو مرا شاد کردی !

     -آموختم که : مهربان بودن بسیار مهم تر از جنگجو بودن است !

     -آموختم که : خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید ! پس من نمیتوانم همه چیز را دریک

       روزبدست آورم !

     - وبالاخره آموختم که : 

         سکوت قدرت بی انتهاست ، عشق نا پیدا ، هستی نا آشنا و دیدن بی انتهاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 6:47  توسط سرور  | 

  مــــــدرسه...دختــــرا..پســــــرا


دخترها

صبح ساعت 6 از خواب پا میشن
تخت خوابشون رو مرتب می کنن ،
به پدر و مادر سلام می کنن ،
صورتشون رو می شورن ،
مسواک می زنن ،
صورتشون رو خشک می کنن و بعد می رن سر میز صبحانه صبحانشون رو می خورن
و بعد از مادرشون به خاطر صبحانه ی مفصلی که آماده کرده بود تشکر می کنن
بعد می رن تو اطاقشون و لباسشون رو می پوشن
و خودشون رو تو آینه نگاه می کنن و مقنعه شون رو صاف می کنن
کیفشون رو بر می دارن
دوستشون می یاد دنبالشون و با هم می رن مدرسه
سر ساعت 30 : 7 به مدرسه می رسن

آخی چقدر این دخترا مرتب هستن


پسرها
صبح ساعت 30 : 7 از خواب مادرشون با لگد بیدارشون می کنه

5 دقیقه ی بعد از جاشون بلند می شن

یه نگاه به تخت خواب می کنن انگار توش جنگ جهانی سوم بر پا بوده می گن ولش کن مامانم مرتبش می کنه
پدر و مادر بهشون سلام می کنه یواش می گن سلام
میرن که صورتشون رو بشورن می گن ولش کن تمیزه چشه به این قشنگیه
اسم مسواک تا حالا به گوششون نخورده
میرن سر میز بشینن یه نگاه به ساعت می کنن می بینن دیرشون شده سریع یه لیوان چایی می خورن می رن

 تو اطاقشون دنبال شلوارشون می گردن بعد بالای کمد پیداش می کنن
پیرهنشونم که افتاده تو سطل زباله
حالا نوبت جورابه وای وای وای مامان دوباره این جوراب من رو کجا انداختی

از دست تو آخه مگه این جورابا چکارت دارن بعد از نیم ساعت جورابشون رو لای کتاب ریاضی پیدا میکنن

حالا تازه اولشه این یه لنگش بود از اینور به اونور اطاق می رن و هی فحش میدن ساعت شده 50 : 7

اون یکی لنگه ی جورابشون رو توی آشپز خونه تو یخچال پیداش می کنن .
جورابا که پیدا شد از بوی خوشش یک دقیقه سرشون گیج میره بعد که به خودشون میان تازه باید کتاباشون رو برای امروز آماده کنن
دوستشون زنگ می زنه بهش میگن 2 دقیقه وایسی سیم ثانیه اومدم ساعت 5 : 8 کتابها رو یکی یکی از تو جا نونی ، زیر مبل ، تو گلدون ، و جاهای متفاوت خونه پیدا میکنن
دوستشون نیم ساعته که دم در منتظره زنگ می زنه می گه من رفتم خودت تنها بیا و چندتا فحش آب کشیده و نکشیده به هم میدن و خداحافظی میکنن
ساعت شده 35 : 8 میرن جلوی آینه سرشون رو پر ژل و روغن ترمز و واسگازین میکنن
به مدل موی مورد علاقشون که رسید تازه یادشون میفته که امروز بعد از مدرسه با دوست دخترشون قرار دارن

شروع می کنن به شستن سر و صورت و مسواک زدن
دوباره می رن تو اطاق تا ادکلن به خودشون بزنن ادکلون رو که می زنن سرشون گیج میره به ادکلن نگاه می کنن

می بینن که به جای ادکلن حشره کش به خودشون زدن بعد کل ادکلن رو روی لباسشون خالی می کنن تا بوی حشره کش از بین بره
به ساعت نگاه می کنن 45 : 8 شده می گن وای امروزم دیر میرسم مدرسه دوباره ناظممون برامون کسر انضباط منظور میکنه
سریع می دون کفششون رو می پوشن می دون که برن مدرسه دم در با سر میرن تو باغچه پا میشن 4 تا فحش میدن یه نگاه به کفششون می کنن می بینن که بنداش رو تا به تا بستن
بعد کفششون رو درست می پوشن و میرن به طرف مدرسه و ساعت 9 به مدرسه می رسن و یک کسر انضباط به اونای دیگشون اضافه می شه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 6:44  توسط سرور  | 


آدمك آخر دنياست بخند...

آدمك مرگ همين جاست بخند...

دست خطي كه تو را عاشق كرد...

شوخي كاغذي ماست بخند...

آدمك بچه نشي گريه كني...

كل دنيا سراب است بخند...

آن خدايي كه تو بزرگش خواندي...

به خدا مثل تو تنهاست بخند...

فكر كن درد تو ارزشمند است...

فكر كن گريه چه زيباست بخند...

صبح فردا به شبت نيست كه نيست...

تازه انگار كه فرداست بخند...

راستي آنچه كه يادت داديم...

پر زدن نيست كه درجاست، بخند...

آدمك نغمه ي آغاز نخوان...

به خدا آخر دنياست بخند
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 6:32  توسط سرور  | 

برای تست ای کیو  اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 14:0  توسط سرور  | 

امروز تولد عزیز ترین  و بهترین انسان روی زمینه

عزیزم تولدت مبارک

ایشالا ۱۲۰ سال زنده باشی و سالم و شاد و همچنان موفقخیلی دوست درم گلم

اینم کیک تولدت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 17:51  توسط سرور 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 22:5  توسط سرور  | 

این تصویر یک صخره در برمه است.این عکس فقط در یک روز خاص از سال میتواند گرفته شود.در این روز اشعه خورشید با زاویه خاصی بر این صخره می تابد

چیزی متوجه شدید؟دوباره نگاه کنید
اگر هنوز اعجاز این تصویر را درک نکرده اید تصویر را بچرخانید یا برید ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 12:44  توسط سرور 

سلام.ایرانی جماعت که میدونم هیچ وقت ورود ممنوع رو نمیره تواینبارم نیومدی تولطفا نظرات یادتون نره
+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 12:6  توسط سرور 


                                                                       سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:17  توسط سرور 

آلن هریس محقق و استاد دانشگاه ، درباره اهمیت رایحه و حس بویایی می‌گوید:"حس بویایی شما، در مغز و دقیقا در منطقه احساسات اولیه واقع شده است.

به همین علت است كه ارتباطات بویایی تشكیل شده در دوران كودكی، می‌تواند شخصیت رفتاری شما و سازه‌های ثبت آن را در دوران نوجوانی و جوانی شكل دهد.

بنابراین آن بوی خوشی را كه حس می‌كنید لحظات بسیار شادی را برای شما به وجود می‌آورد ، از بین گزینه‌های زیر انتخاب كرده و ببینید كه " رایحه " شخصیت شما چه رنگ و بویی دارد !؟

تذكر :برای شناخت صحیح پاسخ تست و مبهم نبودن . از گزینه‌های زیر ، فقط یك گزینه را انتخاب نمایید

گزینه یك - بوی كلر در استخرهای بزرگ

گزینه دو - بوی كباب ، همبرگر و ...

گزینه سه - بوی سبزه و گل

گزینه چهار - بوی كرمهای ضدآفتاب

گزینه پنج - بوی بچه كوچك


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 19:27  توسط سرور  | 

در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد.

در ادامه به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 19:26  توسط سرور 

سوالی را در پایین مشاهده می‌کنید و یک تست روانشناسی است. متن را با دقت بخوانید، تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند:
یک زن در مراسم ختم مادر خود، مردی را می‌بیند که قبلا او را نمی‌شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت اوهمان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می‌شود. اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی‌کند و دیگر آن مرد را نمی‌بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می‌کشد. به نظر شما انگیزه او از قتل خواهر خود چه بوده است؟
چند دقیقه با خود فکر کنید.


پاسخ صحيح در ادامه مطلب نوشته شده ، پاسخ رو حدس بزنید بعد جواب رو ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 19:24  توسط سرور  | 

بوقلموني، گاوي بديد و بگفت:در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم.
گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز كني.
بوقلمون خورد و بر شاخي نشست.
تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد،
تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاكش نمود.

نتيجه اخلاقي

با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليك در بالا نماني.

-----------------------------------------------------------------------

پند دوم
گنجشكي از سرماي بسيار قدرت پرواز از كف بداد و در برف افتاد.
گاوي گذر همي كرد و تپاله بر وي انداخت.
گنجشك ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد.
گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشك بدندان بگرفت و بخورد.

نتيجه اخلاقي
هر كه گندي بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد.
هر كه از گندي بدر آوردت، حتماً دوست نباشد.
گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان.

-----------------------------------------------------------------------

پند سوم
خرگوش از كلاغي بر سر شاخه پرسيد
كه آيا من نيز ميتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟
كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه.
خرگوش بنشست بي حركت،
روباهي از ره رسيد و خرگوش بخورد.

نتيجه اخلاقي
لازمت نشستن و كار نكردن بالا نشستن است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 19:7  توسط سرور  | 

امريكا :
جنس: دختر

مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
سن: بین بیست تا بیست و پنج

 
 
ايران :

جنس: دختر
مکان: شمال غرب تهران، ایران

سن: بین بیست تا بیست و پنج

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 19:3  توسط سرور  |